لایم لایت / چارلی چاپلین
*درآمد/ اما این مقدمهچینی برای معرفی رمانی با نام «لایم لایت» است که داستانی وارونه دارد! این رمان اقتباسی داستانی از آخرین فیلم ساخته «چارلی چاپلین» با همین نام است که «روژه گرونیه» نویسنده فرانسوی قلمرنجه فرموده است!
*پرانتز/ چارلی چاپلین کسی نیست که نیاز به معرفی داشته باشد. اطراف این نوشته هم معرفی مشروحی از او صورت گرفته اما بد نیست تذکر دهیم که جدا از حرکات ویژه صورت و بدن او، که او را کمدینی مشهور و موفقی نمود و همچنین خلق آثاری گزنده و شیرین که او را فراتر از زمان خود نشان میدهد. دو ویژگی واقعا قابل تحسین را باید از او یاد کرد: جسارت و شجاعت و همچنین روشنبینی اجتماعی او که کاملا با آثار و شخصیت او همراه است.

*نهفت/ لایم لایت، داستان زوال و انزوای کمدینی مشهور است که با زندگی دست و پنجه نرم میکند. کمدینی با نام «کالوِرو» که افکار و مشاهدات روزانهاش و همچنین کابوسهای شبانهاش همه او را به یاد ایام شهرت و محبوبیتش میاندازد، آن زمان که در مشهورترین تالارهای شهر انبوهی از تماشاگران به احترام او میایستادند و او را با تشویقهای پیاپی و طولانی بدرقه مینمودند. اما خواننده در طول داستان با اشخاص دیگری که هرکدام در زندگی خود به نوعی دچار این زوال و سقوط شدهاند مواجه میشود. از دوست و همکار او در دوران جوانی بگیرید تا صاحبخانهاش و همچنین دختری که پس از اقدام به خودکشی توسط کالورو نجات داده میشود. اما این آشنایی تغییراتی در زندگی هردو شخصیت داستان میگذارد و به نوعی ریسمان داستان همین آشنایی و به قول خود کالورو: عشق افلاطونیی است که بین او و این دختر ایجاد میشود. اما توجه به اینکه این آخرین اثر چاپلین است، اثری که او در ایام پیری خلق کرده، میتواند کلیدی باشد برای درک بهتر از شخصیت آخرین سالهای این کمدین بزرگ.
جاکتابی عنوان ستونی است که نخستینبار در تاریخ بیست و هفت تیرماه سنه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی در صفحه چهاردهم جیم از ضمیمهی جریدهی یومیهی خراسان به طبع نگارنده رسید و الی زماننا هذا به طبع میرسد. (برگرفته از مطلع الوبلاق/ پست شماره ۱)